شعر سیزدهم

یک کتاب شعر که ارزشش برای من خیلی بیشتر از یک کتاب هست,چرا که شاعر این کتاب استاد خیلی بزرگم جناب اقای     وسعت الله کاظمیان دهکردی هستن و  یکشنبه این کتاب رو از ایشون هدیه گرفتم , اسم کتاب "اواز مچاله ی ماهی و موج" هست که یک شعر کوتاه و زیبا رو ازش انتخاب کردم که اینجا بنویسم :

جزیره پریان را گم کرده ام

و هنوز گونه ام

از بوسه ی انها می سوزد

اه! مادر فراموشمند

دیگر هیچ اسبی ما را

به انتهای خشکی ها نمیبرد

و دیگر هیچ دریایی

گوشواره پریان را

به ساحل نخواهد اورد ....

 

/ 10 نظر / 12 بازدید
سهند

هدیه گرفتن کتاب و آهنگ و فیلم و نقاشی خیلی قشنگه! مفهومش فراتر از یه یادگاریه! شعر قشنگی بود!

فاطمه

یکی از بهترین حس های دنیا،هدیه گرفتن کتابه.اونم کتابی که دوسش داشته باشی[لبخند] قشنگ بود سحر[گل][لبخند]

برگ نگاه

خیلی شعر قشنگی بود [گل] هم کتاب هدیه دادنو دوس دارم هم کتاب هدیه گرفتن[لبخند]

najme

شعر زیبایی بود [گل] بهترین هدیه بوده[لبخند]

مائده

شعري كه انتخاب كردي هم قشنگ بود هم غمگين![گل] خيلي جالب و قشنگه كه يه كتاب رو از نويسنش هديه بگيري!براي من كه پيش نيومده![لبخند] سحر جان نظرت چيه كه يه روز كتاب اشعارت رو از خودت هديه بگيرم؟!![چشمک]

مهدی سیف آبادی

شعر زیباییه ، مسلما هدیه گرفتن یه کتاب از نویسنده اش حس وصف ناپذیری داره ، ما که هنوز به این موفقیت نرسیدیم [لبخند]

ابرنگ

سهند> بله همینطوره,هدیه های قشنگی هستن[گل] فاطمه>ممنون از اقای کاظمیان,مرسی عزیزم[گل] برگ نگاه> من کتاب هدیه گرفتن رو خیلی خیلی دوست دارم ولی از هدیه دادنش به ادمایی که سلیقشون رو نمیدونم میترسم ولی خوب تو که دوس داری برام یکی بخر[مغرور]

ابرنگ

نجمه>موافقم,اره واقعا خیلی خوب بود[گل] مائده> ایشالا ایشالا , خیییییلی موافقم [نیشخند] مهدی سیف ابادی> شعرهای زیبایی تو کتابشون هست,خیلی خیلی حس خوبی بود خبر چاپ شدن کتاب استاد و دوستان دیگه که فکر کنم امروز رونمایی یکی از کتاب ها در خورستان هم بود و وقتی که همچین کتابی رو هدیه هم بگیری که دیگه به قول شما واقعا حس وصف ناپذیره[گل]

وسعت اله کاظمیان دهکردی

سلام گرمم را از ژرف گاه جانم به همه ی عزیزان مهربان پر احساس این وبلاگ تقدیم می کنم. از سر کار خانم سحر کوهی حبیبی ی عزیز؛ شاعر خوب ؛ سپاسگزارم زحمت حمل کتاب مرا به نگاه مهربانانه ی دوستان بزرگوار نادیده ام رسانید. از همه ی خوبان این جا که شعر های مرا می خوانند؛ بر خود می بالم و از دور سرم را به أ ستان احترام, دال می کنم و دوشعر کوتاهم را تقدیم نگاه گرمتان می نمایم. با تو درخت عجایبم فراموش کرده ام میوه ام را گل مریم می دهم... ////////////////////////////////////////// دستانت ؛ شهرکرد است ملایم و مرطوب اهواز پیشانی ی من , خنک می شود

ابرنگ

سلام اقای کاظمیان بزرگوار که با هر بار دیدنتون و خوندن شعرها و نوشته هاتون کلی انرزی میگیرم بله حتما خواهش میکنم ممنون از این که به وبلاگ سر زدین باعث افتخاره و ممنون از دو شعر بسیار زیباتون [گل][گل][گل]