توپ تنیس ...

ﺑﭽﻪ ﺍﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﮐﯿﻒ ﺑﺨﺮﻡ؟

ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ...

ﺗﺎﭘﻨﺠﻢ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯿﺸﺪﻩ ﻫﺮﺑﺎﺭﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﺶ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺧﻮﺏ ﺑﺨﺮﻩ

ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻧﻪﻣﻦ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ

ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺗﻮﻫﻤﺶ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ

ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﮕﻢ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ...

ﺩﯾﭙﻠﻤﺶﺑﺎﻣﻌﺪﻝ ﺑﺎﻻ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺑﺨﺮﻡ

ﻣﯿﮕﻪﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ...

ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﻡ؟

ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ....

ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﺭﺩﺕﻣﯿﺨﻮﺭﻩ؟

ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﮕﻢ ...

ﻭﻗﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﭘﺴﺮﻩ ، ﺑﺎﺑﺎﺵﻣﯿﮕﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻭﺍﺳﺖ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺨﺮﻡ

ﻣﯿﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ...

ﺑﻌﺪﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﺑﺎﺑﺎﻫه ﺪﺭﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﻔﺴﺎﯼ ﺁﺧﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﭘﺴﺮﺵ

ﻣﯿﮕﻪﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ هاﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ .

ﭘﺴﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺎﻡ ﭘﯿﺸﺖ ﺑﻬﺖﻣﯿﮕﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ .

ﺗﻮﺭﺍﻩﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺑﺎﺑﺎﻫﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ

ﻫﯿﭽﮑﺴﻢﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﺍﻭﻧﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ...

شما که زحمت کشیدی این مطلبو تا آخر خوندی بگو:

این همه توپ تنیس رو واسه چی میخاست ؟؟؟سوال

 

پ ن : خب ، مثل این که داریم دوباره روی غلتک (یا غلطک ؟؟؟) میافتیم . چند تا خبر خوب داریم از جنس های محتلف ! 

1- برگزاری میزگرد مون حتمیه ! فقط از شما درخواست میشه یه موضوع خوب معرفی کنید که بتونیم روش حسابی بحث کنیم ! 

2- اگه خدا بخواد ، فانتزی خواهیم داشت ! در حال نوشتن هستم و هیچ قولی نمیدم ! فقط سعی میکنم سریعتر بنویسم تا پشیمون نشدم سریع بذارمش :دی 

3- خاطرات خوب و بد از ترم 3 ، چند تا موضوع مشخص کردم و آماده هستم که بعد از فانتزی ، خاطره بنویسم ! از شما هم خواهشمندم خاطرات خودتون از این ترم رو برامون بنویسید 

4- اعترافات ! اگه بشه که چند تا اعتراف قشنگ رو از زیر زبون نویسنده ها بیرون بکشیم خیلی عالی میشه :دی .. 

5- معرفی نامه ها ، از شعر و کتاب و آهنگ و فیلم گرفته تا شهر و غذاهای دانشجویی ! منتظر باشید ! 

6- و زنگ انشا و نظرسنجی و هزار تا خبر خوش دیگه !

اگه پیشنهاد یا انتقادی دارید حتما برامون بنویسین ! مورد 1 رو لطفا فراموش نکنین و حرف آخر : 

در این یک ماه تا آغاز ترم جدید با وبلاگ بیا بگو همراه باشین ! خوش میگذره ...

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
برگ نگاه

احتمالا این همه توپ تنیس رو برای سر کار گذاشتن ما میخواسته !!![متفکر] اعتراف اگه قشنگ بود که دیگه اسمش اعتراف نمیشد [چشمک] از اونجایی که این روزا در منزل مشغول تکمیل تجربیات آشپزیم هستم ، حتما در این بخش شرکت میکنم[پلک]

فاطمه

راستی پست رو کامل کردم.عکسها رو تو ادامه مطلب گذاشتم.[لبخند]

amis

توپ تنيس ها رو جمع کرده بود ک همه رو بفروشه يه توپ بسکت بخره [نیشخند]

amis

موضوع ميز گرد ميتونه در مورد ازادى,تفاوت طبقاتي در اىران (فقر و فحشا) و يا در مورد ميزان نفوذ فرهنگ غرب در ايران باشه و اينکه ميتونه مفيد باشه يا مضر؟ ترم 3 هم ک فقط ميخواستم هر چه زودتر بگذره فقط همين,,,اعترافم ک ندارم چون هميشه بچه خوبي بودم,حالا بازم ببينم چيزى هست بنويسم يا نه

ابرنگ

خوب اون توپ ها رو میخواسته با هم جمعشون کنه و به عنوان ایربگ ماشین استفاده کنه و نمیره [نیشخند] تا جایی که یادم میاد اعتراف رو باید به زور گرفت اما خوب من حاضرم به همه قتل و غارت هایی که تا حالا انجام دادم اعتراف کنم[نیشخند], ااین اعتراف گیری هم میشه به همون صورت صندلی داغ مجازی که قک کنم خودتون کفتین مطرح بشه و الا کسی که اعتراف نمینویسه

برگ نگاه

یه موضوع واسه میزگرد به ذهنم رسیده ، شاید بتونه بحث های جالبی به دنبال داشته باشه : مصرف دخانیات ! قلیون ، سیگار ، مواد مخدر ، البته تاکید خودم بیشتر روی موضوع استفاده از قلیونه که متاسفانه این روزا خیلی عادی شده و تصور بیشتر مردم اینه که جز دخانیات به حساب نمیاد !!! و اگه بخوایم دامنه بحثو کوچیک تر کنیم ، میتونیم مصرفش بین دانشجوها رو در نظر بگیریم . اینم موضوع پیشنهادی من[لبخند]

ساجده

موضوع واسه ميزگرد:آزادي ‏(فوايدو ضررهاش)‏ ‏_حالا اگه موضوع ديگه اي هم به ذهنم رسيد؛ميگم_اعتراف هم ك ندارم من؛ولي حالابقيه شروع كنن؛شايدمنم ياد1چيزايی افتادم!!‏ فيلم و آهنگ و كتاب شعر و مخصوصا دل نوشته هم حتمامعرفي كنيدزودتر

amis

اقاى سيف ابادى توپ بسکتبال رو گذاشت واسه بچش ک اگه خواست بفروشه,توپ تنيس بخره,فک ميکنيد بچه با توپ تنيس ها رو چيکار کرد؟[نیشخند]

najmeh

منم نمیدونم برا چی میخواست این همه توپ تنیس رو اگه فهمیدین ب منم بگین[نیشخند]میگم شاید اصلا بابا ش از همون کلاس اول ک به باباش گفته توپ تنیس میخوام باباش نخریده براش و همش در حال تکراد خواستش بوده یه خواسته ی ساده در برابر چیزهایی ک باباش میخواسته در اختیارش بزاره[نیشخند]

najmeh

اولا با عرض پوزش ک اینقد تو نظر قبلیم غلط املایی هست [نیشخند] خداروشکر دوباره وبلاگمون داره ب حال و هوای قبل بر میگرده امیدوارم روز ب روز بهتر بشه .بخش اعترافات خیلی جالبه. و فک کنم خیلی ازش استقبال بشه،